Paul Éluard - او را اوژن گریندل نام گذاشته بودند، در چهاردهم دسامبر ۱۸۹۵، در سندنی، حومه پاریس دیده به جهان گشود. پدرش حسابدار بود و مادرش خیاط. هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند که این پسرک لاغر و کم سر و صدا، نامی دیگر برای خود برگزیند. نامی که از تبار مادریاش برمیداشت و بعدها در کلاسهای ادبیات فرانسه همهجا خوانده میشد، پل الوار.
این نوشته فهرست عشقهای شاعری فرانسوی نیست. میخواهد بپرسد چه میشود که یک شاعر همانقدر که میسراید زندگی هم میکند، و چرا شعر او در لحظههای مختلف، کنار زنان مختلف، یک چیز میگوید و همیشه همان نیست.
ساناتوریومی در برف
در نوجوانی بیمار شد، و پزشکان او را به کلاداول، نزدیک داوز، در کوهستانهای سویس فرستادند. جایی که ریههای ضعیف را با هوای سرد و سکوت درمان میکردند. تا آوریل ۱۹۱۴ در آن ساناتوریوم (یک بیمارستان سل سابق در پایمیو- جنوب غربی فنلاند) بود. و آنجا با دختری روس آشنا شد به نام هلنا دیاکونووا، که او را گالا میخواند.
تصویرش را در ذهن نگه دارید. دو نوجوان بیمار، در بالای کوه، میان برف و تب و دارو، از هم میپرسند چه میخوانی؟ شاید عشق اول الوار همانطور شکل گرفت که همه عشقهای بزرگ پیدا میشوند، در جایی که هیچکدام انتخابش نکرده بودند.
گالا در آوریل ۱۹۱۴ به مسکو برگشت، اما چند سال بعد در پاریس به هم رسیدند. بیستم فوریه ۱۹۱۷ با هم ازدواج کردند. در سالهای جنگ جهانی اول، و دخترشان سسیل در ۱۱ مه ۱۹۱۸ زاده شد. اما آنچه میتوان درباره این زندگی مشترک گفت، کمتر از آن چیزی است که اسطوره میگوید.
جنگ، بیماری و دو شاعر
الوار در جنگ جهانی اول در خندقها جنگید. یک منبع مینویسد او با مشکل شدید ریه از جبهه مرخص شد. در دوران نقاهت رمبو و ویتمن را خواند، و میگویند برگهای علف ویتمن را چندین بار از اول خواند. اولین کتابهایش در همین سالها منتشر شد، وظیفه و نگرانی (۱۹۱۷) و شعرهایی برای صلح (۱۹۱۸). او در طول عمرش بیش از هفتاد مجلد منتشر کرد.
سه نفر و یک سفر
از ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۷ الوار، گالا و ماکس ارنست، نقاش آلمانی و از چهرههای دادائیسم و سورئالیسم، سه سال در یک رابطه سهنفره زندگی کردند. نوشته ها آن را همانطور گزارش میکنند، نه محکومکننده و نه ستایشگر.
در ۲۴ مارس ۱۹۲۴ الوار ناپدید شد. به سفری دور دنیا رفته بود و دوستانش نمیدانستند کجاست. چهار ماه بعد گالا بلیط خرید و او را در سایگون پیدا کرد. میتوان همهچیز را در همین جمله خلاصه کرد. مردی که میخواست بگریزد و زنی که میدانست کجا باید دنبالش بگردد. عشق الوار به گالا دقیقاً همین بود، عشقی که یکدیگر را میجست و همزمان از یکدیگر میگریخت.
این سفر هفت ماه طول کشید. مسیرش از پاناما، نیوزیلند و استرالیا و جاوه و سوماترا گذشت و به هند، هندوچین و سریلانکا رسید. در پاریس شایعه مرگ او پخش شد. خودش این سفر را voyage idiot (سفری ابلهانه) نامید و لی دیگران آن را همچنان معما میدانند. نامههای الوار به گالا از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۸ بعدها چاپ شد و در ۱۹۸۹ با نام نامهها به گالا منتشر شد.
سورئالیسم، زبانی که عشق را بیرون میکشید
الوار در پاریس با آندره برتون، لوئی آراگون و فیلیپ سوپو آشنا شد، همانها که در جنبش دادا (جنبش دادا یا دادائیسم یک مکتب هنری، ادبی و فرهنگی پیشتاز (آوانگارد) بود که در جریان جنگ جهانی اول، حدود سالهای ۱۹۱۶ میلادی، پایهگذاری شد. این جنبش واکنشی پوچگرا، اعتراضی و ویرانگر به فجایع و منطق جنگ جهانی اول و ارزشهای سنتی بورژوازی بود.) فعال بودند و بهزودی به سورئالیسم رسیدند. او بیانیههای نخست سورئالیستها را امضا کرد و دو نشریه این جنبش را ویرایش کرد، انقلاب سورئالیستی و سورئالیسم در خدمت انقلاب. دوستان نزدیکش پیکاسو، میرو، تانگی و دالی بودند. دفتر (مجموعه شعر) پایتخت درد نام او را میان شاعران مشهور کرد. (کتابی از شعرهای الوار است که در ۱۹۲۶ منتشر شد. نام فرانسویاش Capitale de la douleur است، و در انگلیسی معمولاً Capital of Pain ترجمه میشود. من آن را پایتخت درد ترجمه کردم. ترجمه این مجموعه شعر و چند مجموعه دیگر که در ادامه نام می برم از خودم است و نمیدانم نام فارسی رایجی دارد یا نه.)
الوار در آن جمع شاعری بود که شعر خود را به زبانی ساده مینوشت و با همان سادگی، تصویرهایی میساخت که هیچ منطقی را نمیپذیرفت.
گالا میرود
آخرین زمستانی که الوار و گالا با هم گذاشتند، سال ۱۹۲۸ و باز در همان کلاداول بود. در اوایل آگوست ۱۹۲۹ الوار و گالا به اسپانیا رفتند تا نقاش جوانی به نام سالوادور دالی را ببینند. گالا با دالی از همانجا رابطه شروع کرد و تا پایان عمر کنار او ماند. ازدواج الوار و گالا در همان سال ۱۹۲۹ به جدایی رسید و منابع میگویند آن دو بعد از آن هم با هم در ارتباط ماندند.
الوار با دالی دشمن نشد. دالی در ۱۹۲۹ چهره او را نقاشی کرد (موزه دالی از آن با عنوان پرتره الوار یاد میکند). الوار هم درباره دالی مقاله نوشت و با سازماندهی نمایشگاههای سورئالیستی همراهی کرد. موزه دالی میگوید گالا پس از رفتن همچنان الهامبخش شاعر ماند. این موزه همچنین میگوید منابع سال جدایی را ۱۹۲۹ یا ۱۹۳۰ نوشتهاند.
نوش
ماریا بنز (Nusch) نزد همه با نام نوش شناخته میشد. او در سال ۱۹۰۶ در مولوز به دنیا آمد و نمایشگر، مدل و هنرمند سورئالیست بود. دقیقا مشخص نیست که آن دو کجا و کی با هم آشنا شدند. یکی میگوید در پاریس سال ۱۹۳۰ و دیگری سال ۱۹۳۴. اما ازدواجشان را همه در سال ۱۹۳۴ نوشتهاند.
الوار برای نوش مجموعهای به نام آسان نوشت که با عکسهای مان ری از او چاپ شد. پیکاسو هم در اواخر دهه 30 چند پرتره و طرح از نوش کشید. در سالهای اشغال فرانسه نوش با مقاومت همکاری می کرد.
آزادی، شعری که از آسمان آمد
مشهورترین شعر الوار آزادی (لیبرته-Liberté) است. این شعر بیست و یک بند دارد و نخست در نشریه Choix چاپ شد. میگویند هزاران نسخه از آن از هواپیماهای بریتانیایی روی فرانسه اشغالشده پایین ریخته شد. ولی سال نوشتن شعر مشخص نیست (۱۹۴۲ یا ۱۹۴۳).
از همینجا میشود فهمید چرا شعر عاشقانه و شعر سیاسی نزد الوار دو چیز نبودند. فریاد آن همانقدر حضور شخصی داشت که نجوای عاشقانه.
زیر زمین، با نامهای دیگر
الوار در دوران اشغال به مقاومت پیوست. در آن سالها با نامهای مستعار ژان دو او و موریس ارون مینوشت، اسناد مخفی میبرد و در چاپ نشریات زیرزمینی کمک میکرد. آلمانیها دفتر شعر و حقیقت (۱۹۴۲-Poésie et vérité) را محکوم کردند. الوار و نوش هر ماه مجبور بودند جای خانه خود را عوض کنند، و او برای فرار از گشتاپو مدتی در یک تیمارستان روانی پناه گرفت. یادمان آن روزها بعد از جنگ با عنوان خاطرههای خانه دیوانگان منتشر شد. گفته شده او در ۱۹۴۲ به حزب کمونیست پیوست.
دفتر آرزوی دشوارِ ماندن (۱۹۴۶- Le Dur Désir de durer) را مارک شاگال تصویرگری کرده بود. نوش همان ماه درگذشت.
درهمشکستنِ یک سکوت
نوش در ۲۸ نوامبر ۱۹۴۶ در پاریس بر اثر خونریزی مغزی درگذشت. الوار آن روز در سوئیس بود و همانجا خبر را شنید. بعدها آن روز را روزِ اضافی نامید، روزی که انگار نباید میآمد. منتقدی فرانسوی به نام الکساندر ماسیپ این مرگ را برای الوار نوعی مرگِ زیستهشده میداند، مرگی که واژهها و پیوندهایش با دیگران را سست کرد.
مجموعهٔ زمان سرریز میشود چند ماه پس از مرگ نوش منتشر شد (یک دایرهالمعارف سال ۱۹۴۷ را عنوان می کند.) و به گفتهٔ ماسیپ یکسره به او اختصاص دارد. شعرها تاریخ دارند و ماسیپ آنها را مانند شمردن روزهایی میخواند که از آن روز دور میشوند. یکی از شعرها را الوار یک روز پیش از مرگ نوش آغاز کرده بود و یک روز پس از آن به پایان رساند. همان ماه که نوش درگذشت، مجموعهٔ آرزوی دشوارِ ماندن هم با تصویرگری مارک شاگال بیرون آمده بود.
ماسیپ باور دارد غم الوار کمکم به سوی دیگران گشوده شد. او از تنِ بهیادماندنی (۱۹۴۷-Corps mémorable)، شعرهای سیاسی (۱۹۴۸) که از رنج شخصی به رنج جمعی میرسد، و ققنوس (۱۹۵۱-Le Phénix) نام میبرد، دفتری که پس از آشنایی الوار با دومینیک در ۱۹۴۹ آمد. در همین سالها الوار در کنگرههای جهانی روشنفکران برای صلح، در ۱۹۴۸ در ورتسواف و در ۱۹۴۹ در مکزیک، چهرهای برجسته بود.
سالهای پایانی، و جایی که نمیشود از آن گذشت
الوار در سپتامبر ۱۹۴۹، در یک کنفرانس صلح در مکزیکو، با دومینیک لمر آشنا شد و در ۱۹۵۱ با او ازدواج کرد. او در ۱۸ نوامبر ۱۹۵۲، با سکته قلبی در خانهاش در شارانتونلوپون چشم از جهان گشود؛ شش سال پس از مرگ نوش.
اما اگر این نوشته درباره زندگی شاعر است، باید از چیزی هم گفت که سایهاش بر اوست. در ۱۹۵۰ الوار علناً اعدام دوست خود، زاویش کالاندرا، نویسنده چک را تأیید کرد. میلان کوندرا بعدها گفت از این موضع شوکه شده بود. اگر این روایت درست باشد، نشان میدهد شاعری که عشق را از همهچیز بالاتر میدانست، همچنان میتوانست به نام یک آرمان، از درد یک مرد چشم بپوشد.
الوار هم شاعری بود که عشق را زیست و هم مردی که در بزنگاه آنچه که سیاست با آدمها میکند، نتوانست بهای سکوتش را بپذیرد. این دو بینش با هم جمع نمیشوند؛ نباید هم جمعشان کرد.
چرا هنوز او را میخوانیم
الوار به ما چیزی میآموزد که کمتر کسی میتواند بگوید. عشق یک موضوع نیست که یکبار به آن برسیم و بازنگردیم. عشق کاری است که باید دوباره و دوباره انجام داد، با آدمهای مختلف، با دردهای مختلف، و با شجاعتی که هر بار از نو باید پیدا شود. گالا رفت، نوش مرد، و الوار باز هم عشق ورزید. نه از سادهلوحی، بلکه از آن نوع وفاداری که به زندگی میدهد، نه به یک نفر.
شاید به همین دلیل شعر او حالا هم خوانده میشود؛ نه چون میگوید عشق همیشه میماند، بلکه چون نشان میدهد چگونه میشود با نماندن هم زیست.
منابع و مطالعه بیشتر
Paul Éluard. Wikipedia (English). en.wikipedia.org/wiki/Paul_%C3%89luard
Gala Dalí. Wikipedia (English). en.wikipedia.org/wiki/Gala_Dal%C3%AD
Nusch Éluard. Wikipedia (English). en.wikipedia.org/wiki/Nusch_%C3%89luard
Paul Éluard. Poets.org (Academy of American Poets). poets.org/poet/paul-eluard
Paul Éluard. The Dalí Museum. thedali.org/exhibit/paul-eluard-online-2/
Paul Éluard (1895-1952). Herodote.net. herodote.net/Et_par_le_pouvoir_d_un_mot-synthese-2430.php
