پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، جهان وارد دوره‌ای شد که بسیاری آن را «نظم تک‌قطبی» نامیدند؛ دوره‌ای که در آن ایالات متحده به‌عنوان تنها ابرقدرت باقی‌مانده، نقش محوری در تعیین قواعد بازی جهانی ایفا می‌کرد. اما اکنون، بیش از سه دهه بعد، نشانه‌های متعددی حاکی از آن است که این نظم در حال تغییر بنیادین است.

نشانه‌های گذار

چند تحول کلیدی در سال‌های اخیر، تصویر روشنی از این گذار ارائه می‌دهد:

  • رشد اقتصادی شرق آسیا، به‌ویژه چین، که به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان از نظر قدرت خرید تبدیل شده است.
  • تقویت همکاری‌های منطقه‌ای مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای.
  • کاهش نسبی نفوذ آمریکا و قبل آن بریتانیا در برخی مناطق، به‌ویژه در خاورمیانه و آفریقا.
  • بحران اعتماد به نهادهای بین‌المللی که پس از جنگ اوکراین شدت گرفت.

ویژگی‌های نظم نوظهور

نظمی که در حال شکل‌گیری است، احتمالاً با نظم تک‌قطبی پس از جنگ سرد تفاوت‌های بنیادینی خواهد داشت:

  1. چندقطبی واقعی: به جای یک ابرقدرت، چند قدرت منطقه‌ای و جهانی در کنار هم نقش‌آفرینی می‌کنند.
  2. اقتصاد سیاسی متنوع‌تر: اقتصادهای غیرغربی نقش پررنگ‌تری در تعیین قواعد اقتصادی جهانی ایفا می‌کنند.
  3. رقابت‌های فناورانه: فناوری، به‌ویژه در حوزه‌های نیمه‌هادی، هوش مصنوعی، و فضا، به عرصه‌ی اصلی رقابت قدرت‌ها تبدیل می‌شود.
  4. بحران لیبرالیسم: مدل لیبرال دموکراسی که پس از جنگ سرد به‌عنوان «پایان تاریخ» معرفی شد، با چالش‌های جدی مواجه شده است.

پیامدها برای کشورهای کوچک‌تر

برای کشورهایی مانند ایران، این تحولات هم فرصت و هم چالش ایجاد می‌کنند:

  • فرصت: تنوع بخشیدن به شرکای بین‌المللی و کاهش وابستگی به یک یا دو قدرت.
  • چالش: افزایش رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی که می‌تواند کشورهای کوچک‌تر را در موقعیت‌های دشوار قرار دهد.

یک نگاه بلندمدت‌تر

تاریخ نشان داده که نظم‌های جهانی معمولاً دهه‌ها طول می‌کشند تا تثبیت شوند. دوره‌ی گذار، معمولاً پرآشوب و پر از تنش است. درک این تحولات و آمادگی برای آن‌ها، برای هر کشور و حتی هر فرد علاقه‌مند به مسائل بین‌المللی، ضروری به نظر می‌رسد.